Sonntag, 24. Juni 2012

لرستان در گذر گاه تاریخ IRAN - LORESTAN

Lorestan Map
Qali Kuh, a famous peak of the Zagros range, Aligudarz region

Sefid Kuh (white mountain), The summit of Korbeiy
Vark waterfall, Papi region, Lorestan
Hashtad Pahlu, Papi region (south view)
Inside Dushah Cave, Kor-Shurab region, Chegeni Districht


Lorestan Bronze, Famous Harraveh horse rein mouth-piece, dicovered in Mamulan Districht
Terracotta Vase sitting atop two animal figures
Falak-ol-Aflak Fortress
Kashkan Bridge, spanning Kashkan River, Chegeni region
Gavmishan Bridge, spanning Seimareh River, Pol-e Dokhtar region
Tribal migration
Marriage ceremony in Sarab-e Davood, Nur-Abad-e Delfan
Spinner woman, Sarab Chenar village, Bastam Aleshter
Women of migrant tribes weaving black tents, Eivandar-e-Alashtar region
Sorna and Dohol being played in memory of a departed dear one, Chavari region, Nur-Abad
Bard-Shir (stone lion statue), gravestone of the renowned warrios of Zaleki region, Pa-Kheimegah Cemetery, Aligudarz
Visage of a villager girl from the Dastgerd-e Bakhtiari tribe, Aligudarz region
سرزمین کنونی لرستان با وسعتی قریب به سی‌ هزار کیلومتر مربع بخشی از گستره ایران عزیز را به خود اختصاص داده است
از ویژه گیهای طبیعی این خطه، کوهستانی بودن است به نحوی که قسمت هموار آن منحصر به چند دره آبرفتی و چند دشت کوچک می‌باشد.  رفیع‌ترین قلل رشته کوه‌های زاگرس که به طور موازی از شمال غرب به جنوب شرق سراسر استان را فرا گرفته اند؛ در این ناحیه‌‌ قرار دارند
 اشتر
انکوه   ارتفاع  ۴۰۵۰  در الیگودرز
 گرین                 ۳۶۲۳  در الشتر
 ویلو کمر بسته       ۳۲۰۰  در الیگودرز
 هشتاد پهلو           ۲۹۹۱  در جنوب خرم آباد
 سفید کوه             ۲۹۳۱  در شمال غربی
"کبیر کوه             ۲۰۰۰  در حاشیه جنوب غربی استان لرستان
 لرستان دارای یکی‌ از غنی‌ترین شبکه‌های آبهای روان است. مهمترین کانون‌های آبگیر: "کزینستان" ، "اشتران کوه" ، "گرین" و "میش پرور" که در ناحیه شمال و شرق پراکنده اند. مساحت جنگل‌های لرستان که بیشتر از نوع بلوط می‌باشد حدود ۷۵۰ هزار هکتار است که بدین وسعت ۱۲۵۰۰۰۰ هکتار مرتع را نیز باید اضافه نمود.  درختان جنگلی‌ لرستان: زالزالک، پسته وحشی، مازو، گلابی وحشی، ون...،  کانون‌های آبگیر فصلی: ارتفاعات جنوبی سفید کوه...، و هشتاد پهلو، شبکه‌های آب روان استان را تقویت می‌نمایند. رود‌های پر آب و مهمی‌ چون سیمره ، کشکان و سزار شریان‌های حیاتی استان را تشکیل میدهند
 مراتع استان لرستان، از پر بها‌ترین سرمایه‌های حیاتی مردم این دیار به حساب می‌آیند و منبع تولیدات پروتئینی و دامی آن را تشکیل میدهند 
 شهرستان‌های شش گانه لرستان: خرم آباد ، بروجرد ، الیگودرز ، کوهدشت ، درود ، نوراباد و ۱۶ بخش و ۵۸ دهستان استقرار یافته است
 سرزمین لرستان از قدیم مسکن اقوامی بوده است که " آسیا نیکوس" یا "ارتیک" مشهورند. از بازماندگان  شناخته شده این اقوام می‌توان به لولوبی‌ها ، گوتی ها، کوسی‌ها (کاسی‌‌ها ، اکسی ها) اشاره کرد که در کردستان، لرستان و بختیاری سکنی داشته‌اند. کوسی یا اکسی نام قوم معروفی است که در دوره‌ای از تاریخ در لرستان قدیم سکونت داشته‌اند. پرورش و تربیت اسب، تجارب علمی‌ و فنی‌ در معماری، بافندگی و خلاقیت در آفریدن اثر مفرغ هنر اصلی‌ و بنیادی این قوم می‌باشد. پیشینه کهن کشف فلز در این سرزمین و تجلی ابتکار عمل و خلاقیت هنرمندان این خطه در هنر فلزکاری، خلق آثاری هنرمندانه را از سپیده دم تاریخ موجب شده است که در مبحث مطالعه هنر جهانی‌ تحت عنوان "مفرغ های لرستان" شهرت یافته‌اند
 قلعه فلک الافلاک بر بلندای تپه‌ای باستانی که به همین نام خوانده میشود در مرکز شهر خرم آباد بنا شده است. وسعت محوطّه باستانی که محمل واقعی‌ تحولات تاریخی‌ بناست حدود سیصد تا چهار صد متر مربع و ارتفاع دیوارهای بنا حدود ۴۰ متر می‌باشد. مساحت قلعه هشت برجی فلک الافلاک در حال حاضر ۵۳۰۰ متر مربع است.  چاه آب این قلعه در محوطّه پشت، عمق ۴۰ متر دارد که در حال حاضر نیز قابل بهره‌برداری است. بنای اولیه این دژ مربوط به دوره ساسانی بوده و در منابع مکتوب به نام‌های دژ شاپور خواست یا سابرخاست ثبت و  نامیده شده است
 بزرگان ایل و رهبران قبیله به مشابه مردان جنگاور دشمن شکن و میر شکارن عقاب آسائی  که قلل بر افراشته را در پی‌ شکردن تسخیر کرده‌اند، توصیف میکنند
 زنان در جمع قبیله پا به پای مردان در به حرکت در آوردن چرخ زندگی خانوار، لحظات بیشماری از عمر پر مرارت خود را به نیت تامین پوشاک و لوازم مورد نیاز در پای "تمدار" گذرانده است. عشق تامین قوت نوباوگان بسیاری زنان را بر آن داشته که طی‌ تمامی‌ روز‌های زندگی لحظات فراغت نسبی‌، دستان ظریف خویش را با سماجت و سر سختی بسیار بار‌ها و بار‌ها بر زخمه تار و پود زبر و داغ گلیم و قالی و سیاه چادر بنوازند و هر لحظه فوران خون از انگشت خود را به نظاره بنشینند

 لرستان در گذر گاه تاریخ
به کوشش علیرضا فرزین  سال ۱۳۷۲

Samstag, 23. Juni 2012

DECORATIVE ARTS MUSEUM OF IRAN


Oil on canvas portrait of Kamal-ol-molk, by Sani-os-soltan. Dated 1326

Page of Shekasteh - Nasta' liq schript, by Seyyed Ali - akbar Golestaneh Ehtesham-o-sadat; 1319

Calligraphic page in Nasta'liq-e- Chalipa script, by Mir Ali Shirazi "Shams-ol-odaba" following a page by Mir "Emad. Dated 1282

Page of Siah-mashq in Shekasteh-Nasta'liq schript, by Mirza Gholam-reza Esfahani "Khohnevis-bashi" Late 13th century
Outstanding Oil on canvas portrait of Hakim-ol-molk, by Mohammad Ghaffäri Kamal - ol-molk. Dated 1329

Watercolour painting of a shepherd, by Mirza Ali Khan. Dated 1333 / 1914-5

Oil painting of spinners, by Aqa Musa. Early 14th century  / 20th century

Watercolour painting of Bab-e-Homayoon Avenue, Tehran, by Mohamood Khan Sharif Malek-osh-shoara. 13th century /19th centry AD

Watercolour painting of the mountains north of Shemiran, by Mahmood Khan Sharif Malek-osh-sho'ara 13th  / 19th contury


Inlaid box. 13th century / 19 century A.D.
The Decorative Arts Museum of Iran was established in 1959, and began its official activity in 1961. Among the incentives for its establishment were the acquisition of historic, artistic and cultural masterpieces, the conservation and safekeeping of such items, the provision of facilities required for scholarly work and research about them, the acquaintance with the way of living of past generations, the dissemination of knowledge about the achievements of Islamic arts and culture, and ultimately the better presentation of decorative arts.
A summary survey of the history of Iranian art shows that, in this country, the decorative aspect of arts has always had precedence over their other aspects. This particular interest in decorative arts, and their considerable progress, may be witnessed in all the artifacts and utensils discovered in the course of archeology excavations dealing with various of historical periods.
The objects conserved in the Decorative Arts Museum of Iran, which have all been made by the able hands of Iranian artists, show to what extent art is widespread among the various classes of a people who have impregnated life with art and beauty.  Although some of the items date back to the pre – Islamic era, the major part of the Museum’s collections range from the 17th century to the present time. 

GUID TO THE DECORATIVE ARTS MUSEUM OF IRAN 
Abolfazl Zabeh / Claud Karbassi / Z. Karamati 1984

روستای طالب آباد تهران Talebabad village

منطقه طالب آباد و موقعیت آن نسبت بدهات اطراف و شهر‌هایی‌ که به آن نزدیک است


 دورنمایی از تپه میل




دهقان طالب آبادی در لباس پشته کشی‌

آسیاب سیاری که گاهگاهی بده طالب آباد آماده گندم و جوی اهالی را آرد میکند

 منظره‌ای از بازی‌ دختر گریه می‌کنه

حمل چوب خشک شده پنبه برای مصرف داخلی‌

در ده‌‌‌ طالب آباد اگر کسی‌ وزن خود را خواسته باشد بداند به این صورت قپانش میکنند
از نظر تقسیمات کشوری ده‌‌‌ طالب آباد جزو دهستان غار (غار شرقی‌) ، شهرستان ری، استان مرکزی است که در جنوب تهران ، جنوب شرقی‌ شهرستان ری در شمال جلگه ورامین در ارتفاع ۹۷۵ از سطح دریا قرار گرفته است. دهاتی که در اطراف این منطقه واقع شده‌اند: قلعه نو در شمال ، شمس آباد در مشرق ، قمی آباد در مغرب ، جنوب آن ده قرجک واقع شده است.  راه عمومی طالب آباد جاده آسفالته‌ای است که در هفت کیلومتری جنوب تهران از محلی بنام سه راه ورامین در شمال شهر ری بسمت شرق منحرف میگردد.   جهت جلگه شمال غربی جنوب شرقی‌ است که حد شمالی آن در جنوب تهران پیچی‌ زده به جلگه غار غربی و شهریار متصل میگردد. ولی‌ جنوب آنرا سیاه کوه و مناطق کویری در بر میگیرد. سمت مشرق را کوه‌های سه پایه (۲۲۳۷) و قره آغاج (۲۶۲۱) فرا گرفته است که هر دو از شعب رشته کوه‌های البرز بشمار میروند و پایان گوشه جنوب شرقی‌ آنرا کوه سورک فرا گرفته است.  در سمت مغرب ، این جلگه بکوه‌های "آراد" (۱۵۰۰ متر) و مره (۱۴۰۷ متر) منتهی‌ میگردد. در حقیقت این جلگه ناودیسی است بین دو طاقدیس کوه‌های سه پایه و قره آغاج از طرفی‌ و کوه‌های  مره و آراد کوه از طرف دیگر که هر دو کوهستان دارای جهتی‌ موازی با جهت جلگه مورد نظر ما می‌باشد. طاقدیس شمالی که خود امتدادی از کوه‌های البرز است تقریبا حدود ۵۰ کیلومتر دیواره شمالی و شمال شرقی‌ جلگه را تشکیل میدهد و تنها دره جاجرود است که این دیواره را شکافته و بدو قسمت مجزا تقسیم می‌کند که قسمت غربی آن بنام کوه‌های سه پایه و قسمت شرقی‌ آن بنام کوه‌های قره آغاج شهرت دارد. در قسمت جنوب غربی ابتدا کوه‌های آراد و سپس کوه مره با وسعت زیاد خود دیواره این قسمت را تشکیل داده‌اند و حد جنوبی این کوه‌ها را دریاچه نمک قم فرا می‌گیرد.
 تپه‌های تاریخی‌ فراوانی‌ در این منطقه وجود دارد که بزرگترین و مشهورترین آنها تپه میل است. این تپه در نزدیکی‌ چاله طرخان حدود ۳-۴ کیلومتری شمال غربی طالب آباد واقع شده است.  تپه میل از بناهای دوره ساسانی است که توسط موزه ایران باستان تعمیر شده و در محل نیز موزه کوچکی برای آن ترتیب داده شده است که بعضی‌ اشیا پیدا شده در محل را در آن نگهداری میکنند.  بزرگترین سند در مورد تاریخ ده‌‌‌ طالب آباد "تپه طالب آباد" در کنار جاده آسفالته تهران ورامین است.  کهنه‌ترین اثار باستانی یافته شده در تپه طالب آباد متعلق به اواخر عهد ساسانی و اوایل اسلامی و جدیدترین آنها  بزمان سلجوقیان و قرن ششم تشخیص داده شد.
نخستین سندی که از ده‌‌‌ طالب آباد در دست است حاکی‌ از این است که در سال ۱۲۹۷ قمری یعنی‌ در زمان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار ، محمد خان نائینی سفر نامه‌ا‌ی  بنام "کتابچه خوار از بلوکات معتبره تهران" نگاشته است.  در همان زمان طایفه‌ای در حدود ۲۰۰-۳۰۰ خانوار از اطراف شیراز بدین ناحیه‌‌ مهاجرت میکنند و در گل تپه و شمس آباد و قلعه نو و طالب آباد ساکن میشوند، یکی‌ از بزرگان این مهاجرین که فرزند حاج نبی نامی‌ بوده قلعه شمس آباد کنونی را می‌سازد.
نخستین سند ملکی از طالب آباد مربوط بسال ۱۳۱۱ قمری است. در این زمان مالک ده‌‌‌ فخرلملوک از شاهزاده‌های قاجار بوده که پس از مرگش ده‌‌‌ چندین دست گشته و در نهایت به رئیس قاجار طایفه دولو فروخته میشود. در سال بعد او سهم خود را به برادرش میفروشد. به این ترتیب مشخص میشود که ده‌‌‌ طالب آباد در آغاز متعلق به شاهزادگان قاجار بوده است.
  در سال ۱۳۲۶ قمری از طایفه شیرازی مهاجر که در ده‌‌‌ طالب آباد ساکن شده بودند فرزند کربلای محمد اسماعیل طالب آبادی بنام احمد فلاح شیرازی بمقام کدخدایی می‌رسد و بنام کدخدا احمد مشهور میگردد. کدخدا احمد بفکر خرید قسمتی از سهام ده‌‌‌ افتاده که ابتدا بمرور سهم شاهزادگان قاجار را خریداری مینماید. کدخدا احمد از مقام کدخدایی به مقام مالکی‌ می‌رسد.  اندکی‌ پس از این تاریخ سهام حاج معتمد هم توسط ارباب احمد خریداری شده و ارباب احمد به مکه رفته و از آن پس به حاج ارباب احمد شهرت می‌یابد. و مالکین کنونی ده‌‌‌ فرزندان همین شخص هستند که در این نواحی به حاج ارباب بزرگ شهرت دارد.
وسعت قلعه طالب آباد آبعادی با حدود ۱۶۰ × ۱۶۰ متر را دارد.  بنابراین ۲۵۶۰۰ متر مربع زمین زیر قلعه طالب آباد قرار داشته و تاکنون هم هیچ گونه تغییری نیافته است.
 گندم ، جو ، صیفی ، پنبه ، چغندر ، پیاز ، یونجه ، حبوبات  و انواع سبزی کشت نباتات و  گوسفند ، بز ، گاو ، الاغ ، اسب ، مرغ و خروس دامپروری این منطقه است.
 اصلاحات ارزی در ده‌‌‌ طالب آباد: به هر یک از دهقانان ۴ هکتار زمین و سه ساعت آب از قنات شور و سه ساعت آب از قنات شیرین سهم رسید و اجاره‌ سالیانه زمین و آب هر دهقان ۳ خروار گندم و ۴۰۰ تومن پول در مدت ۳۰ سال به توافق رسید.    بزرگترین مساله برای دهات این نواحی موضوع آبیاری است که همیشه فکر دهقانان را بخود مشغول می‌کند. واحد آب در این نواحی "سنگ" است. و آن مقدار آب روانی‌ است برابر ۶۲۵ سانتیمتر مربع در سطح بدون شیب جوی که در اصطلاح علمی‌ برابر با ۱۲ لیتر در ثانیه محاسبه میگردد. خرید و فروش آب در این منطقه ساعتی‌ است و ممکن است خرید موقّتی یا سالیانه باشد.  سالیانه به این مفهوم که خریدار در مدت یکسال زراعی در گردش بین شش تا دوازده روز که آنرا "خوره" می‌نامند، در هر حوزه حق گرفتن یک‌ساعت آب را دارا است.   در این نواحی علاوه بر ساعت و خوره واحد دیگری برای آب دارند و آنرا "طاق" می‌نامند. یک طاق آب عبارت است از یک شبانه روز یا ۲۴ ساعت آب که نیمی از آن شب و نیمی از آن روز محسوب میگردد.  معمولاً دهقانان آب را در محلی تحویل گرفته و در محل دیگر تحویل میدهند. ده‌‌‌ طالب آباد دارای دو رشته قنات است. که مجموعأ دارای ۱۲ سنگ می‌باشد و این دو رشته قنات: ۱- قنات شور ۲- قنات شیرین
اهالی ده‌‌‌ طالب آباد کمتر به تقویم آشنا هستند. زنان بطور کلی‌ به ماه‌های سال قمری اشنا هستند و تاریخ و روز و ماه قمری را خوب می‌دانند  و کارها و احتیاجات خود را با این ماه تنظیم میکنند. مردان نیز آشنا یی بدینگونه ماه‌ها دارند ولی‌ سر و کار آنها بیشتر با ماه‌های شمسی‌ است ولی‌ نه با نام فروردین ، اردیبهشت ، خرداد و... بلکه بجای آن نام دوازده گانه منطقه البروج را بکار میبرند. بترتیب فصول: ۱. حمل، ثور، جزا ۲. سرطان، اسد، سنبله ۳. میزان، عقرب، قوس ۴. جدی، دلو، حوت
 دو ماه گرم تابستان را چله بزرگ و چله کوچک می‌دانند، مدت چله بزرگ ۴۰ روز و چله کوچک ۲۰ روز است. همچنین برای زمستان نیز چله بزرگ و چله کوچک بکار میبرند. ساعتی‌ که برای نشان دادن وقت در این ده‌‌‌ بکار میرود در گذشته بیشتر و امروز کمتر ایرانی‌ کوک است چه آنرا طوری ترتیب میدهند که ساعت ۱۲ غروب میشود، ساعتها یی را که ساعت ۱۲ ظهر را نشان میدهند فرنگی‌ کوک می‌نامند، البته بهمانگونه که غروب ساعتهای فرنگی‌ کوک متغیر است ظهر ساعتهای ایرانی‌ کوک هم متغیر است و بیشتر ظهر را از روی خورشید می‌فهمند و گاهی چوبی را مستقیم بزمین فرو برده هنگامی که سایه آن به حداقل طول خود رسید می‌فهمند که ظهر شده است ، ساعت ۱۲ صبح را "دسته" می‌نامند مثلا دو ساعت از دسته گذشته و یا ساعت سر دسته است.
این مونوگرافی بدون شک سر آمد کارهای مشابه است که از طرف موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی عرضه میگردد و جای خوشوقتی است که در این طریق پیشرفتی محسوس ملاحظه میشود. 
احسان نراقی استاد و مدیر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی
 مونوگرافی ده‌‌‌ طالب آباد" حاصل شش سال تحقیق نگارنده است از سال ۱۳۳۸ که به عضویت گروه تحقیق جامعه شناسی‌ شهری پذیرفته شده و به تحقیق پرداختم. پس از یک سال مطالعه در امور روستایی از آغاز سال ۱۳۳۹ ماموریت یافتم که زیر نظر استاد ارجمند جناب آقای "دکتر شاپور راسخ" به تحقیق روستایی و مونوگرافی در این مورد تهیه نمایم. 
  

 جواد صفی نژاد
دانشکده علوم اجتماعی و تعاون ، ۱۳۴۵

Freitag, 22. Juni 2012

در آرامگاه سعدی Saadi

در آرامگاه سعدی  foto ویکی‌پدیا  

در آرامگاه سعدی foto  ویکی‌پدیا

در آرامگاه سعدی foto ویکی‌پدیا

در آرامگاه سعدی foto  ویکی‌پدیا

ای پیر خرد بر خیز، آسوده ز نامم کن
فارغ ز غم هستی‌   آزاد ز دامم کن
سودای نکو نامی‌ ، کام دل‌ خامان باد
ای سوخته جان بر خیز بیگانه ز کامم کن
 دردی ز می وحدت در جام نیازم ریز
از باده جان بخشت رسوای تمامم کن
بر در گهت افتادم تا فیض نظر یابم
از طبع گوهر زایت سر مست کلامم کن
 در ملک خرد جان را آرام نمی‌‌بخشند
با ساغری از جانان دیوانه عامم کن
تکرار شب و روزم ، افسرد دل‌ و جان را
آسوده ز رنج روز آزاد ز شامم کن
خود بینی‌ و خود رایی خار سر را هم شد
با شعله‌ای از عشقت شایسته گامم کن
مائیم و غمی جانکاه،افتاده بر این درگاه
 داغ دل‌ خونین را جز شعر تو مرهم نیست
ای شعر توام مرهم ملهم به پیامم کن
بی‌ شوق و شرار عشق جان راه فنا پوید
با داغ غمی جانسوز مشمول دوامم کن
در دام سر زلفی آشفته و حیرانم
آشفته جاویدان ، حیران مدامم کن
شاعر نبود هرگز در حسرت مال و جاه
چون طبع رفیعم هست فارغ ز مقامم کن

Donnerstag, 21. Juni 2012

یادداشت‌های اورنگ Orang notes

عبد الحسین اورنگ 
سه برادر بودند یونانی (خریدار پیله ابریشم) معروف به برادران (لاس قالیدیس) کارخانه‌‌ در لاهیجان برای خریداری پیله و خپه کردن آن و حمل به خارجه داشتند در فصل خرید که اواسط بهار است زنهای زیاد در هر کارخانه‌‌ به کار مشغولند.  روزی هنگام غروب که زنهای کارگر از کارخانه خارج میشدند یکی‌ از برادران لاس قالیدیس (نیکلا) چشمش به زن یا دختری می‌افتد که حسن صورت آن زن مجذوبش می‌کند دیگران را مزد داده از کارخانه‌‌ که خارج میشوند درب کارخانه‌‌ را بسته آن زن را به داخله کارخانه‌‌ میبرد مردی ناظر این حرکت بود و خبر واقعه را به خارج منتشر می‌سازد. خلق به طرف کارخانه ریخته در نتیجه زد و خورد با قمه دست (نیکلا) قطع میشود فوری نیکلا و برادرانش تذکره روسی خود را اظهار و جنرال قنسول روس مداخله و مجازات مرتکبین را از دولت تقاضا میکنند.  کار بالا می‌کشد در این ایام روس‌ها نفوذ زیادی در شمال داشتند قرار میشود از طرف انجمن ایالتی گیلان دو نفر نماینده به اتفاق جنرال قنسول روس به لاهیجان رفته تحقیق دقیق کنند و تقصیر را معین نمایند که از طرف نیکلا یا مردم بوده است.   انجمن آقا میرزا جواد خان را معین مینماید ایشان مرا برای کمک و همراهی با خود لازم می‌دانند و انجمن مرا هم با ایشان مأمور می‌کند.   صبح روزی که باید به طرف لاهیجان برویم به منزل آقا میرزا جواد خان رفتم دیدم تدارک ناهار مفصلی دیده برای صد نفر غذا و آجیل و شیرینی‌ و سیگار و غیره آماده و حاضر کرده است. گفتم من و شما با چند نوکر و درشکه چی‌ این همه غذا و تدارک را حاجت نداریم گفت مسافرت من و شما مصاحبت خضر و موسی است حرف نزن تا به وقتش حکمت و مصلحت را خواهی‌ دانست.   حرکت کردیم نیم فرسخ که از شهر رشت به طرف لاهیجان رفتیم کوکبه جنرال قنسول را مشاهده کردیم که در شش یا هفت درشکه و عده زیادی قزاق روسی به طرف لاهیجان می‌راند پیاده شد آنها نیز پیاده شدند پس از تعارف معمول آبدارهای میرزا جواد خان به فوریت چای و غیره حاضر و بعد دادند جنرال قنسول خودش به درشکه من آمد و با هم تا  "کیم"  کنار رودخانه سفید رود که محل صرف نهار است رفتیم  در آنجا آدمهای میرزا جواد خان بساط چای و ناهار را بطور مفصل گسترده بودند. صرف غذا بیش از چهار پنج ساعت طول کشید عاقبت جنرال قنسول و همراهانش را به درشکه‌ها کشیدیم یعنی‌ روی پا توانایی‌ ایستادن نداشتند با این کیفیت به طرف لاهیجان روانه شدیم بین راه میرزا جواد خان به من گفت با این قنسول که می بینی‌ کارها به عشق و علاقه کشیده است و هر چه ما بنویسیم او امضا خواهد کرد ولی‌ به قطع و یقین بدان که یک نفر یا بیشتر از مردم لاهیجان مخصوصا از جنس ملا هاشان شهادت بر بیگناهی (نیکلا) و تقصیر مردم لاهیجان خواهند داد.  گفتم ممکن نیست گفت تجربه تو کم و خودت خام هستی‌. به لاهیجان رفتیم و قنسول در هر قدم با ما موافق بود ولی‌ عمامه به سری به نام آقا شیخ محسن ملا باشی‌ پافشاری عجیبی‌ داشت که نیکلا بیگناه  و خلق مجرم و مخصوصا دو سه نفر سخت مقصرند این بود نتیجه عقل و دوربینی  میرزا جواد خان که آنچه را گفته بود عیناً بدون کم و زیاد واقع شد به هر حال تلگرافا ورود خود را به سردار اسعد دادم و به فاصله یک روز از طرف وزیر عدلیه وقت سردار منصور که بعد سپهدار شد ماموریت بازرسی عدلیه‌های گیلان رسید و من عدلیه رشت و لاهیجان را بازرسی کرده به طرف تهران روانه شدم و از این تاریخ داخل خدمات دولتی شدم
خاطرات ، ماهنامه وحید، شماره بیستم ۱۳۵۲ 



Montag, 18. Juni 2012

رضا عباسی Persischen Miniaturenmalerei

Reza Abbasi: Karikatur eines bogenschützen
پرتره‌ی رضا عباسی، به قلم معین مصور، کتابخانه‌ی دانشگاه پرینستون
Porträt des Reza Abbasi und seines Sohnes Schafi Abbasi
 Frau mit Spiegel
Landschaft mit drei Jägern
Dich, Mutter Asia, grüss ich, ------
Und fern im Schatten der alten Wälder
Ruhest und deiner Thalen denkst, o Asia, du.
Und nicht aus eigner Kraft allein, nur
Trunken der Kräfte, da du, Tausendjährige,
Himmlischer Feuer voll, ein unendlich
Frohlicken begannst.
Dass uns nach jener Stimme das Ohr
Noch jetzt, o Tausendjährige, tönet...

Hölderlin